نبرد بین جومونگ و رستم دستان
نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)
کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو
برای دیدن بقیه به ادمه ی مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)
کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو
برای دیدن بقیه به ادمه ی مطلب مراجعه کنید
یا مقلب القلوب و الابزار
یا مدبر الشام و النهار
یا محول الکار و البیکار
حول حالنا الی احسن الکار
تحول بزرگ اقتصادی بر همگان مبارک
![]()
خوش به سعادت بنزین که آزاد شد .
![]()
کاشکی ۸ سال خاتمی مثل یوسف گندم انبار میکردیم تو ۸ سال احمدی نژاد یا گندما رو می فروختیم یا مصرف میکردیم
![]()
اطلاعیه شیطان: تا میتوانید گناه کنید به علت مبلغ بالای قبض، گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست ![]()
پس از اجرای طرح هدف مند کردن یارانه ها، یارانه نماز جماعت هم برداشته شد از این پس خود نمازگذار باید حمد و سوره را بخواند !
![]()
سلام. به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛ جهت اطلاع از قیمت نان عدد ۱، ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد ۲، طرحهای تشویقی رنگی عدد ۳ و شرکت در قرعه کشی پنج نان ریگان در هفته عدد ۴ را فشار دهید
اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا میزنه،فکر نکن که با چیزی زدنش،یا داره میمیره !!
اون داره به قیافت میخنده..
سلام دوستان ایا میدونید بزرگترین پیشگو های تاریخ چه کسانی هستند و چه پیشگویی هایی کرده اند اگر میدانید که هیچ ولی اگر نمیدانید به شما پیشنهاد میکنم که حتما این کتاب رو دانلود کنید
پیشگویان بزرگ تاریخ
نویسنده : سید جلال صید میری
حجم کتاب : 865 کیلوبایت
تعداد صفحات : 12
پسورد : www.98ia.com
دانلود کتابداوود مختاریان در مطلبی طنز در دنیای ورزش نوشت: تا حالا فکر کردید که اگر تیم ملی ما در جامجهانی بود چه اتفاقاتی تا حالا رخ داده بود؟ اگر فکرشو کردید که هیچ، بقیة مطلبو نخونید ولی اگر فکرشو نکردید حتماً ادامه مطلبو بخونید

کمر درد ناموسی
یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه.
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم،یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده !! دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون !!
دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله!!
مریض بعدی که وارد شد دکتر بهش گفت : به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشتی . مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره!
بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟
مریض پاسخ میده: باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم . من سریع از خونه زدم بیرون و درهمون حال هم داشتم لباسهام رو میپوشیدم ، شما باور نمیکنید؛
ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!!
وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حال اون از دو مریض قبلی وخیمتره.
دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه از کدوم جهنمی فرار کردی؟!
مريض سوم : خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اون رو از طبقه سوم پرتاب کرد !!!